نامه های مامان به کودکش

خرید بک لینک
روزهای مدرسه رفتن ... دوست نداشتم بین نوشته هام زیاد فاصله بیفته الان بدوبدو اومدم بنویسم که باز نمونه برای بعدالان بیشتر از یکماهه که بنی شروع کرده مدرسه رو.....خدا رو شکر از اون سختی های روز اول درومد....الان با معلم و بچه ها ارتیاط برقرار کرده .... تا معلم اش رو میبینه با کلی ذوق سلام بهش میکنه ..اسم خانوم معلم mrs.Bujas ولی بنی روزهای اول بهش میگفت MR.Yujas و الان بعد از کلی توجیج بهش میگه Mrs.Yujas!!!!!!!!!!!!!هرچیزی به گوشش میرسه همون میگه و حاضر هم نیست قبول کنه وروجک !!!!داره کم نامه های مامان به کودکش ...ادامه مطلب

ما را در سایت نامه های مامان به کودکش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 5:56

گرید وان امسال پسركم كلاس أولي شده .اونقدر گفتم من حوصله ديكته گفتن ندارم...خاله سميه دست خودت ميبوسه ديكته....خلاصه سرم اومد...خاله سمي نيست و من دارم مث يك مامان خوب هرروز درس ميخونم و ديكته ميگم ثبت اينكه هنوز خب خيلي كلمات رو نميدونه ولي محاوره روزمره اش راه افتاده.تو رياضي هم كه خوبه حتي گاهي نميفهمه چيكار بايد بكنهمن خيلي توقع ام ازش بالاست ولي معلم اش كه خيلي هم سختگير و با جذبه و ديسيپلينه (لعنتي اسكاتلندي) ازش حسابي راضيه،ميگه خيلي پسر مهربون و فعال و دوست داشتني، داره پيشرف نامه های مامان به کودکش ...ادامه مطلب

ما را در سایت نامه های مامان به کودکش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 5:56

نمی دونم چرا هر بار میرم بر میگردم یکسالی شده

الان کلاس دومی عشق من . امروز تو مدرسه جشن سال نو ایرانی بود . خسته ام حس نوشتن ندارم جز اینکه باز هفته دیگه بابا داره میاد . باز تو منتظری ...باز باز

الان اومدم دیسی پس رو تغییر دادم .... خیلی دلم میخواد تموم بشه این ماموریت غیر ممکن

نامه های مامان به کودکش ...

ما را در سایت نامه های مامان به کودکش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 6:30

ای مادر

ای عشق

ای جون

عید اومد و رفت .... بابا مجید هم اومد و رفت

باز من موندم و تو ولی اینباررررر فرق داره

خداروشکر این روزها داره تموم میشه و میدونم اونجا برامون فرش قرمز ننداختن ولی به نظرم بهتر از این روزهای لعنتی

تو مخالف برگشتنی ولی میدونم عادت میکنی گل من

نامه های مامان به کودکش ...

ما را در سایت نامه های مامان به کودکش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: يکشنبه 25 فروردين 1398 ساعت: 6:30

اومدم بنویسم وبلاگ هزار کلمه و بک شب من در غریت دیدم هی ننالم از غربت!!!میخوام درد یکسال و هشت ماهه ام رو بنویسم ....شاید اینا نامه من به پسرک نباشه ... اما شاید باید بدونه...اگر روزی بزرگ شد و سوال براش پیش او نامه های مامان به کودکش ...ادامه مطلب

ما را در سایت نامه های مامان به کودکش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 18:56

صفحه بندی